شيخ حسين انصاريان
142
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
قريش در پيشگاه الهى پيشتر و سابقهء معرفت جانش در پايگاه ربوبى بيشتر بود كه او به روحانيتْ خَلق اوّل بود و به حكمتْ روح اعظم و به شريعتْ صاحب شرع افخم و به رسالتْ داراى نبوّت آخر و از ديگران اجلّ و اكرم ، به حكم تعاقب زمان در اين جهان تأسّى به صراط مستقيم و شرع قويم ابراهيم داشت كه ابراهيم به تنهايى امّتى بود ، قانت و آيين او محض راهنمايى ملّتى بود ويژهء آداب توحيد و يكتا پرستى و در ارائهء طريق حقشناسى بر جادّهء صواب كامل ، ثابت . چه ، همه هر چه داشتند و به هر جا از رونق دين و براى ارشاد خلق عَلَم نبوّت افراشتند ، جمله را از حقيقت روحانيّت احمدى و به مقتضاى برخوردارى از افضال جامعيّت محمّدى داشتند و بدين داشت و دريافت مشعوف و مفتخر بودند و تا در اين خاكدان بودند و تا در روضهء جاودان باشند مسرور باشند و دلخوش مىساختند كه : كُنْتُ نَبِيّاً وَآدَمُ بَيْنَ الْماء وَالطّينِ . « 1 » من نبى بودم در حالى كه آدم در بين آب و گِل بود . در بى نشانى نشان اوست و نَحْنُ الْآخِرُونَ السّابِقُونَ . « 2 » ما [ پيغمبر خاتم ] آخرين رسول خداييم و [ در حقيقت ] سابق بر همهء انبيا . در عين عيانى بيان او . چه ، به حقيقتْ اوّل بود و به صورتْ آخر ، كه علّت غايى در رشتهء علل چنين افتاده و أوَّلُ الْفِكْر در مرحلهء انديشه ، اندر مقامِ كار به گونهء آخِرُ الْعَمَل راست آماده . اين بودِ پُر نمود و اين حاصل جودِ خلّاق وجود است كه مرا در عين نبوّت ،
--> ( 1 ) - المناقب ، ابن شهر آشوب : 1 / 214 ؛ بحار الأنوار : 16 / 403 ، باب 12 ، حديث 1 . ( 2 ) - المناقب ، ابن شهر آشوب : 3 / 269 ؛ كشف الغمة : 1 / 11 .